ورود |
 
  
تاریخ ایجاد: چهارشنبه 19 مرداد 1394 تعداد بازدید: 210 تعداد نظرات ارسالی: 0 نویسنده: studio57
2(( چشمان منتظر ))

بنام یزدان پاک

سلام 

میخواهیم بی رو در بایستی با هم حرف بزنیم....................................... 

اکثر ما آدمها حال و حوصله خوندن یه مطلبی رونداریم ، بخصوص که اون مطلب طولانی هم باشه ، یه چیز دیگه هم بگم ؟ . . . اونم اینه که رغبتی به نصیحت هم نداریم .

شرط میبندم همین الان بعضی با اکراه دارن میخونن، ولی حداقل تا نقطه چین بخونید .

همیشه دنبال یه چیز جدید و تازه ای میگردیم . که حال و هوامونو عوض کنه ،  اگر با یه مطلب ونوشته بر بخوریم ، اکثرا ، اولش رو نگاه میکنیم ، بعد ولش میکنیم  . نا گفته نمونه که بیشتر به خاطر مسائل ومشکلاتیه که همه ما تو زندگی داریم . همه ما هم حق داریم . زندگی تکراری وخسته کننده شده ، اکثرا شب رو با هزاران فکربه رختخواب میریم ، بعضی موقع ها از خستگی ناشی از غلط زدن خوابمون میره صبحها هم که قربونش برم ، خسته و هلاک ، انگار کوه کندیم با استرس ، نگرانی از خواب بلند میشیم .

نگرانیهای از آینده ، کار ، هزینه های سنگین ، نیازها، مشکلات ریز و درشت انبوه و . . . . . بیشتر موقع ها حال و حوصله خودمون رو هم نداریم چه برسه به مسائل دیگه و یا مطالعه . . .

خودمونیم ، کسی دور و برمون نیست یه سری هامون روزی هزار مرتبه طلب مرگ میکنیم . چون دیگه بریدیم .

.............................................

اگر تا اینجاشو مطالعه کردی و غیر از این بود ،لطفا بقیه شو نخون .

این موضوع در مورد قشر خاصی از مردم نیست ، چه اونایی که به لطف پروردگار زندگیشون روبراهه و یا اونایی که مثل ما که شکر خدا حجشون شاه عبدالعظیم هم نیست ، چه برسه به امام رضا ( ع )  .

چون اونهایی هم که میبینید با لبخند پشت ماشینهای آنچنانی نشستند ، ظاهرش رو نگاه نکن سه دسته اند ، دسته اول و دوم  رو آخر مطلب میگم ، ولی دسته سوم اونایی اند که اگر از واقعیت زندگیشون آگاه می شدید وخودشون حقیقت زندگیشون رو براتون بگن ،  همینطور که صحبت میکنند ، یواش یواش حالتون عوض میشد تا جایی میرسه که درونتون احساس عجیبی دست میده ، یعنی یه جوری آرامش بهتون دست میده ، چون میبینی که طرف تا بالای سر در منجلابی فرو رفته که بازگشت نداره ،و خودش هم کاملا میدونه ، ولی دیگه کاری از دستش بر نمیاد ، پس مجبوره به زور همکه شده یه جورهایی خودش رو از کابوسهای شبانه که به سراغش میاد خلاص کنه ، ولی افسوس . . . .

یعنی وقتی خودت رو با اون طرف مقایسه میکنی ،میبینی که  . . . . میگی ، خدا رو شکر ،درسته کم بودی تو زندگیم هست ، درسته بچه ام حسرت فلان چیز رو میخوره ومن نمیتونم براش تهیه کنم ، درسته خواهر یا برادرم به فلان چیز احتیاج دارند و من . . . . ودرسته که  لنگ اجاره خونه ام هستم . . ..  ولی خدا رو شکر که عذاب وجدان ندارم ،خدا رو شکر که شب که خوابم میبره ، خوابهای وحشتناک به خاطر کارهام نمیبینم  و خیلی مسائل دیگه که بماند .

میدونید مشکل کجاست ؟ البته منظورم مشکل قضاوتهای ماست . مشکل اینه که ما چون از درون چیزی اطلاع نداریم ، در باره هر چیز، اون چیزی رو که به چشم ظاهر میبینیم قضاوت میکنیم .

حالا ممکنه صحبتهام یه مقدار تداخل کنه ، ولی بهش نظم میدم .

میدونید چرا بعضی از چیزها در طبیعت بو داره وبعضی از چیزها بدون بوست ؟

یکی از منافعشون اینه که ما از اون درس بگیریم .

مثلا سیر بو میده ، یعنی اگر کسی سیر خورده باشه، اطرافیانش حتی قبل از اینکه طرف رو ببینند ، و یا حتی کاملا بهش نزدیک بشن ،متوجه میشن ، ولی اگر دو نفر کنار هم باشن و یکی از اونا بدون این که دیگری متوجه بشه آب بخوره ، فرد کنارش اگر رویش رو برگردونه متوجه نمیشه که بغل دستی اش آب خورده . چون هیچ بویی یا اثری نداره .

اینو گفتم برای اینکه بگم همه اعمال ما ، اگرخودمون بخواهیم درست مثل خوردن یک لیوان آبه که کسی متوجه نمیشه ، حالا پیرو این موضوع شما خودتون بشمارید که چه کارهایی انسان میتونه انجام بده بدون اینکه کسی (جزء خداوند ) متوجه بشه . 

و این خودش آیه ای از آیات الهی است که فرمود ،( پروردگار ستار العیوب است ) ، یعنی اعمال ما رو در صورتی که خودمون بخواهیم خداوند می پوشونه ، و نمیگذاره اعمال بدمون باعث ریختن آبروی ما بشه  و خداوند هم دوست داره کسانی رو که اعمالشون روپنهان میکنند .حال ممکنه این عمل خوب باشه ، که پنهان کردنش دلیل بر اخلاص کاربرای خداست که موجب خشنودی خداونده و یا عمل بدی باشه که باز از اینکه فاش نکردی خداوند از شما راضیه ضمن اینکه فرصتی رو برای جبران اون در اختیارتون قرار میده .حالا فکرش رو بکنید که اگر هر عمل و یا فکر ما علائمی از ما بروز می داد ، یعنی اگر کسی نگاه بد به ناموس دیگران داشت و این عمل بوی مخصوصی و یا علائمی از انسان ساطع میکرد . که دیگران متوجه می شدند ، چه اتفاقی می افتاد . . . .  خوووووب  فکر کنید .                                                    ولی شاهدیم که همه در کنار هم زندگی می کنند بدون اینکه از افکار همدیگه با خبر باشند  و این فقط خداونده که از اعمال و نیات ماآگاهه .

ولی متاسفانه می بینیم کسانی رو که اعمال فاسدی رو انجام میدن و حتی سعی در افشاء و علنی کردن آن عمل میکنند . که چقدر در حق خود و دیگران جفا می کنند ، که اعمال اینها درست در خلاف خواست و اراده پروردگار است .

پس با نگاه کردن به کسی نمیتونیم در موردش قضاوت کنیم . برای همینه که خداوند در قرآن فرموده بدون اطلاع و آگاهی در مورد دیگران قضاوت نکنید . مگر عمل شخص فاش شده و شما یقین داشته باشید  .

حال می بینیم هر چیزی رو که خداوند در این جهان و در اطراف ما خلق کرده ، درسی است یرای ما آدمها که اگر با چشم حقیقت بین نگاه کنیم ، به آن پی می بریم .

برای مثال همین آینه ، که همه ما روزانه بارهابا اون سر وکار داریم ، یعنی چشم از خواب که باز می کنیم ، به سراغ اون میریم ، به ما درسهای زیادی میده . اگر غباری رو اون نشسته باشه ، شما قبل از اینکه خودتون روببینید ، غبار یا لک روی آینه رو می بینید و سعی در تمیز کردنش میکنید تا شفافیت وصافی را ببینید . و هر عمل بد ما همانند همان غبار هست که دل ما رو کدر و سیاه میکنه ، حالا اگه این آینه رو تمیز نکنی و سالها از اون بگذره به مرور این غبارهاتبدیل به جرم سیاه و سختی میشه که به سادگی و با یه دست کشیدن دیگه تمیز نمیشه .پس این غیار هایی که ناشی از عمل بد ماست و در دل ما خونه کرده و ما سعی در تمیزکردن آن نمی کنیم ، چه به روزگار دل ما می آورند ، و با چه چیزی می خواهیم اونا راتمیز کنیم .

(  خداوند طالب و خریدار دلهای پاک و صافه ) .به موقع اش در مورد این جمله توضیح میدم .

و هر چیز دیگری که اطراف ما وجود داره ، هر کدوم به نوعی می خواهند به ما درس بدن . . . و همه اینها رو خداوند خلق کرده و همه انسانها از اون آگاهند ، ولی دقت نمی کنیم و به سادگی از کنارش رد می شیم ، درحقیقت نمی خواهیم فکر کنیم   . . . . .

ولی چراء ؟ چراء خداوند انسان رو خلق کرده ؟ انسانی که . . .

لازم شد اینو بگم ، فرشتگان و ملائک خداوند پاک و عاری از رذائل هستند . یعنی همگی معصوم در حال عبادت  و گوش به فرمان پروردگارشون ، در مقابل ،  انسان دارای رذائل اخلاقی و در جایی از حیوانات درنده بدترند ، البته باید از حیوانات درنده عذر خواهی کنم ، چون کارهایی که انسان میکنه . .

بگذریم ، حالا همین انسان رو پروردگارمهربان ،  خلیفه روی زمین قرار میده ، یعنی جانشین خودش تازمانی معین .

خداوند انسان رو خلق کرده و از هیچ چیز برای هدایتش دریغ نکرده و نعمتهای بی حسابی رو در اختیارش قرار داده و با این همه فساد و جنایتی که میکنه ، بازم منتظر بازگشتش هست . . .  .

چرا ؟ مگر انسان کیه ، که خداوند این همه بهش بها داده ، در صورتیکه اگر از بالا نگاه کنیم بهتر متوجه میشیم که هر آنچه در هستی وجود داره ، بدون کوچکترین خستگی و بصورت مستمر در حال اجرای فرامین پروردگارشان هستند .

ولی این فقط انسانه که دائم در حال جنایت وفساده و همدیگه رو تکه تکه می کنند . چراء ؟

برای چی ؟ با وصف اینکه می دونه عمرش محدوده ورفتنی است . حالا اگه عمر جاویدان داشت ، یه چیزی ، که باز اونم قابل توجیه نیست .

حالا ما فکر میکنیم که خداوند برای این ما روآفریده که بریم کار کنیم ، خانواده تشکیل بدیم ، بدی نکنیم نماز بخونیم و روزه بگیریم و به دیگران کمک کنیم ، بعدش هم که رفتیم اون دنیا یه راست بدون توقف میریم تو بهشت . خوب قبول  . . . .در این شکی نیست . ولی نتیجه . ؟ این یعنی چی ؟ که چی بشه ؟ میگیم خداوند میخواد بنده هاش روامتحان کنه و خوب رو از بد جدا کنه  . . .قبول . انسانهای خوب در بهشت و اشرار در دوزخ . . . باز هم قبول . خوب انسان که ازاول تو بهشت بود . خلقت تمام هستی ، کائنات ، کهکشانها و . . . .این همه دردسر ،مکافات ، بیا و برو ، و بگیر و ببند و  . .. . آخرش چی ؟ که خداوند بندگان خوبش رو ببره تو بهشت و تا ابد یه زندگی خوب داشته باشند . فکر میکنیم خداوند اینقدر بیکاره و یا برای خودش سرگرمی درست کرده ،مطمئنم که الان بعضی ها که نمیخوان فکر کنند میگن ، خوب آره ، همینه . . .

خوب ، به نظر شما این یه کار بیهوده و عبث نیست؟ ما این همه تو دنیا سختی تحمل کنیم و بعدش بریم سر خونه اول ؟ این چه معنی میده؟ خواهش میکنم یه ذره فکر کنیم ، فکر رو خدا نداده که آک تحویلش بدیم . ما فکرمیکنیم که ، خدا فقط فکر رو به ما داده که چه جوری یکیمون رو دوتا کنیم  .

حالا . . . یه سئوال . ؟

توی این دنیا به این بزرگی ، با میلیاردها انسان، آیا کسی رو تا حالا دیدید که یه کار بی هدف انجام بده ، یه کار بیخودی ، یه کاربیهوده .؟

من خودم جواب میدم . . . نه ، امکان نداره کسی کاری انجام بده که بی نتیجه باشه . دلیل دارم .

شما نگاه کنید ، هر کس هر کاری انجام میده ، ازکاری که میکنه یه هدفی رو دنبال میکنه . حتی یه آدمی که عقل نداشته باشه ، یا یه بچه ، به هر حال به خاطر یه منظوری اون کار رو انجام میده . حالا ما کار نداریم به خوبی یا بدی کار ، منظور ، نتیجه کاره ، برای مثال ، شما تو خونه نشستید ، یه دفعه بلند میشید لباس میپوشید که از خونه برید بیرون ، اهالی خونه میپرسند که کجا میری؟ میگی خودم هم نمیدونم ، اما یا شرایط روحی شما باعث شده که از خونه برید بیرون ،یا فکرتون درگیره . و یا هر چیز دیگه ، ولی همه اینها دلائل بارز داره ، اینکه یا از خونه میری بیرون که حال و هوات عوض بشه ، یا میری که به افکارت نظم بدی ، یاخسته شدی میری بیرون که قدم بزنی .

پس همه اینها کارهایی هستند ، که اهدافی  در پشت اون نهفته .

بنابراین نتیجه میگیریم که : هیچ موجودی در این جهان وجود نداره که کار بیهوده انجام بده ، شاید از نظر من کار فلان کس بیهوده باشه ، ولی به نظر خودش ، به خاطر هدفی اون کار رو انجام داده .

و من چون از درونش اطلاعی ندارم ، کارش روبیهوده می بینم .

حالا . . . خداوند با عظمت و جلال و جبروت که این دستگاه با عظمت رو خلق کرده ، میتونه کار بیهوده و عبث انجام بده . و هدفش ازخلقت ما همین بوده که در اول مطلب گفتم ؟ فقط خوردن ، خوابیدن و گشتن و کار خوب ونماز .، و بعدش هم بهشت و سناریو تمام  . .. . . شما باور میکنید ؟

نه ، اصلا همچین چیزی نیست ، امکان نداره که این، همه ماجرای خلقت انسان باشه . ماجرا چیز دیگری است  و این یه رازه که فقط میشه  به  ((اهلش ))  گفت .

 

کسانی که فکر میکنند اهلش هستند ، بزودی قسمت بعدی مطلب رو بخونند .

امضاء : نویسنده  





ای اشرف مخلوغات ، ای نور چشمی خدا و ای کسی که در صورت خواست و اراده خودت ، میتونی در بهترین جای هستی پرواز کنی .
و از این زندان تن آزاد و رها بشی ، نه در اون دنیا ، که در همین عالم .

من ، تو ، ما و همه انسانها ، قبل از اینکه به این دنیای مادی سفر کنیم ، قبل از اینکه ما را به این دنیا رجعت دهند ، کجا بودیم ؟
افسوس و صد افسوس که ما آدمها ، فکر نکرده دست به کاری میزنیم که بعدش آنچنان پشیمانی به سراغمون میاد که ناگفتنی است .
متاسفانه ما آدمها فقط چیزی رو که با چشم سر میبینیم ، باور داریم ، برای همینه که فقط در باره چیزهایی فکر میکنیم که برامون قابل لمسه .
فقط عالم دنیا رو میبینیم و بس . . . . . و فکر میکنیم همش همینه ، و میگیم اگر اون دنیایی هم باشه ، خوب یه مقدار توشه هم برای اون ور جمع کنیم .
اونم با شک و تردید . . . . نه ، همه اینا فقط اسباب بازی کودکانه است . بهشت . . . . دوزخ . . . . و همه اینها همون شکلاتی است که وقتی بچه دو ، سه ساله من مریض میشه و رغبتی به خوردن دارو نشون نمیده ، برای اینکه دارو رو بخوره و حالش بهتر بشه ، قول دادن اونو بهش میدم و یا خرید اسباب بازی و یا . . . . . . .
ما انسانها قبل از اینکه به این دنیا بیاییم ، دنیا های دیگری رو هم گذراندیم ، تا به اینجا رسیدیم ، عالم لاهوت ، عالم زر و عالم های دیگه و حالا عالم دنیا و بعد از این عالم
هم عالم برزخ و . . . . .

print



rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
کد CAPTCHA
وارد نمودن کد
طراحی سایت توسط